دوران کودکی

سال‌های کودکی محمدعلی به طور عمده به فراگیری تعلیمات ابتدائی نزد مادر و خانمی صالحه در محله و نیز کمک به مادر در منزل گذشت و پس از طی مراحل اولیه آموزشی، به استادی به نام آقای علائی سپرده شد تابه وی قرآن و دروس ابتدائی و دبستانی را بیاموزد . این معلم در نجف و بین خانواده‌های علما بسیار معروف بود و تعلیم بسیاری از نوجوانان و طلاب درمراحل ابتدائی توسط وی انجام می‌شد؛ زیرا در آن‌ زمان تحصیلات رسمی به شکلی منسجم نبود و کتب درسی واحدی هم معمول نبود و حداقل این که رواج عمومی نداشت .از آن گذشته بسیار بودند خانواده‌های متدینی که ازاعزام کودکان خود به مدارس دولتی اِبا داشتند؛ از جمله شیخ علی اکبر تنکابنی که به هیچ وجه زیر بار ثبت نام فرزندش در مدارس دولتی نمی‌رفت، در حالیکه مدرسه ایرانی با نوع تعلیمات آن روزگار ایران درعراق وجود داشت .بدین ترتیب تحصیلات ابتدائی و آموزش قرآن در مکتب خانه آقای علائی به انجام رسید و محمدعلی جوان چندسالی به منظور کمک به معیشت خانواده به کار در بازار در یک پارچه فروشی پرداخت و هم زمان با زحمت و علاقه واصرار زیاد، تحصیلات دبیرستانی را در دوره‌های شبانه دبیرستان دولتی ادامه داد و پس از چندسال به طور رسمی در دبیرستانی دینی که افراد مذهبی نجف در طراز دبیرستان دولتی تأسیس کرده بودند، به نام «المنتدی النشر» ثبت نام کرد و دیپلم خود را از آنجا گرفت و آماده تحصیلات عالی شد. این مدرسه در واقع یک مؤسسه انتشاراتی، فرهنگی و آموزشی بود که توسط عده‌ای از علمای روشن و آگاه به زمانه، مثل آقایان علامه مظفر، سید محمدتقی حکیم ، مرحوم شیخ محمدکاظمی شمشاد – از اهالی هند -آیت‌الله شیخ محمدتقی ایروانی ، آقای سیدهادی فیاض و عده‌ای دیگر ازشخصیت‌های عرب، ایرانی و هندی ایجاد شده بود.از خصوصیات دوران کودکی محمدعلی ، جسارت ، بی باکی ، اراده قوی واجتماعی بودن بسیار بارز بود؛ به طوری که با قدرت ارتباطی، سریعاً با افرادی که آشنا می شد، انس می گرفت و هرگز حالت انزوا و گوشه گیری به خود راه نمی‌داد. او در بازی‌های کودکانه نیز همیشه سعی می‌کرد سایرین را به دور خود جمع و برایشان سخنرانی کند. آثار اراده قوی و قدرت تحمل مرارت‌ها و سختی‌ها در همان سنین در او پیدا بود؛ به طوری در شرایط فقر وناداری که گاهی اراده‌های قوی را از مسیر علم باز می‌داشت و به کسب وکار وتحصیل مال و معاش می‌کشاند، او ضمن کار زیاد و خسته کننده، همچنان استوار به تعلم و تعلیم عشق می‌ورزید و تمرین تبلیغ می‌کرد و در جوانی نیزجوشان و خروشان هم در بازار و هم دانشکده و هم در حوزه، پیگیر وخستگی ناپذیر به کار و تحصیل آن هم به طور چشمگیر ادامه می‌داد؛ به طوریکه برای تذکر و تشویق اکثر خانواده‌ها به فرزندانشان، مثال و الگوی مطرحی بود که غالباً ذکر می‌شد.