تحصیلات حوزوی و دانشگاهی

توفیق مدارس مذهبیِ طراز مدارس دولتی، برخی اهالی مؤمن نجف را برآن داشت تا دانشکده‌ای برای تحصیلات تکمیلی جوانان مسلمان تأسیس کنند .این دانشکده که بعدها به «کلیة الفقه نجف» معروف شد، محل ادامه تحصیلات شیخ محمدعلی جوان شد که در آنجا دروس دانشگاهی را منطبق بر سطوح حوزوی تعلیم می‌دادند. این در حالی بود که قبل از آن، دروس حوزوی را درمحضر اساتید نجف آغاز کرده بود. حضور در دروس اساتید دوره سطح حوزه، حضور فعال در دانشکده و طی مراحل مختلف آموزش رسمی فقه و همزمان حضور در بازار به قصد کمک به معاش خانواده، شاید به زبان و بیان، آسان آید، ولی با قدری تأمل می‌توان به پشتکار و اراده مردی پی‌برد که در آن سال‌ها‌ی زندگی چون فولاد آبدیده در کوره روزگار چنان تافته شد که ‌اینک در ایام پیری وفتور جسم، همچنان چون ساعتی دقیق کار می‌کند، می‌گوید، می‌نویسد، سفرمی‌رود، در جلسات گوناگون مشارکت می‌کند و در مباحثه‌های گاه پیچیدهِ علمای مذاهب و ادیان مختلف یکه‌ تازی می‌کند. منطق مظفر، الفیه ابن‌مالک ، لمعه و سایر دروس را در دانشکده فقه درسال‌های مختلف، نزد اساتید آنجا که غالباً از علمای معروف بودند، به خوبی فرا گرفت و هم زمان مکاسب، اصول فقه ، کفایه، رسائل و باز هم لمعه را درمحضر اساتید بارزی چون سیدمحمدتقی حکیم، صاحب اصول فقه مقارن ، مرحوم خاتم یزدی، آیت‌الله سیدمحمد رجائی ، مرحوم شیخ کاظم تبریزی، شیخ مجتبی لنکرانی و بسیاری بزرگان دیگر فرا می‌گیرد. توفیق در تحصیل علاوه بر ارادهِ قوی و اشتیاق آموختن و اساتید خوب، نیازمند شرایط دیگری نیز هست؛ از جمله آسودگیِ خیال از جهت تأمینِ معاش در شهری با زبان رایج عربی و تسلط بر آن زبان.

روزی ایشان به منظور برخورداری از شهریه‌ آیت‌الله العظمی خوئی که در حدود دو دینار عراقی بود، به یکی ازنمایندگان ایشان مراجعه کرد و قرار شد پذیرش مشروط به امتحان احاطه ایشان به دروس علمی باشد . در جریان این امتحان، سلطه شیخ جوان ایرانی به زبان عربی، چنان ممتحن را به وجد آورد که بلا فاصله عبائی به عنوان جایزه به وی هدیه کرد، در حالی که در جریان امتحان فکر می‌کرد ایشان لبنانی یا عراقی است !. شیخ محمدعلی در سال‌های آخر تحصیل در دانشکده فقه به دروس خارج مراجع برجسته‌ای چون آیت‌الله خوئی و آیت‌الله محمدباقر صدر پیوست و شکوفایی روح انقلابی او در محضر آقای صدر جلوه کرد و روز به روز اوج گرفت.