قم، مأمن و مأوای علمای بازگشته از عراق

شرایط اجتماعی و مردمی در آن سال‌ها با مهر و محبت، پذیرای معاودین از عراق بود، به ویژه طلاب و فضلای رانده شده از عراق که غالباً ساکن کربلا ونجف بودند؛ اما شرایط سیاسی و اقتصادی آنچنان نبود که به سادگی و سرعت بتوانند به زندگی و تحصیل خود سر و سامان دهند. از این رو خانواده آقای تسخیری در طول یکسالِ اول اقامت در قم یازده منزل عوض کرد و این خود حاکی از سختی‌ها و ناملایماتی بود که برای یک عالمِ جوان، مانعی بر سر راه پرداختن جدی به تحصیل، تحقیق و تبلیغ به حساب می‌آمد.  

سرانجام پس از یک‌سال و با کمک دوستان خانواده که در نجف نیز مراوده داشتند، منزل کوچکی اجاره کردند و سپس به جمع فعالان حوزه درعرصه‌های تحصیلی و تبلیغی پیوستند. یکی از فعالیت‌های آن زمان شیخ، تدریس در مؤسسه «در راه حق » بود که سال‌ها پیش توسط جمعی از علمای قم به منظور نشر معارف دینی برای توده‌های مردم، به ویژه جوانان تأسیس شده بود و احکام، اخلاق اسلامی، تاریخ و موضوعات روز از دیدگاه اسلام را به زبانی ساده و در جزوه‌های کوچک نشر می‌داد.

آقای تسخیری در جمع اساتید و فعالان این مؤسسه، به تدریس زبان عربی پرداخت، آن هم به شیوه امروزی و مطابق با نیازهای زمان؛ به طوری که شاگردان بتوانند به سرعت به توانایی لازم در مکالمه، ترجمه ومطالعه متون مختلف دست یابند. این خدمت مؤثری بود که بعدها و پس از پیروزی انقلاب اسلامی منشأ آثار قابل توجه و تسهیل ارتبا طات طلاب انقلابی با مردم مسلمانِ جهان، به ویژه عرب زبانان شد. همزمان به اتفاق تعدادی ازشاگردان آیت‌الله صدر در قم حلقه‌ای بین خود تشکیل دادند که تقریرات درسی ایشان را که به دستشان میرسید، مباحثه کنند.

آیت‌الله سید کاظم حائری که از شاگردان مبارزِ شهید صدر بود، تقریرات را مطرح و نظریات خود را ابراز می داشت و سپس بحث ها شروع می‌شد. از جمله افراد این جمع سید رضا حائری، شیخ مرتضی شریعتی، سیدعبدالهادی شاهرودی، سیدمحی الدین اشکوری و تعدادی دیگر از علمائی بودند که از عراق رانده شده و امکان حضور مستقیم در دروس شهید صدر را از دست داده بودند . تأثیر شخصیت و اندیشه‌های شهید صدر بر آیت‌الله تسخیری چنان بود که هرگاه از او سخن به میان می‌آمد، آثار وجد در چهره وی نمایان می‌شد. خود او می گوید:هر سطری که مینویسم و به هر بحثی وارد می‌شوم، فکر آقای صدر راهنمای من است، من تا به حال حدود چهل جلد کتاب و بیش ازپانصد مقاله نوشته‌ام، احساس می‌کنم همه اینها از فضل الهی است که به دست مرحوم آقای صدر برایم حاصل شده است.

شهید صدرمرجع بزرگی بود. روزی که امام خمینی حکومت اسلامی را برپاکرد، از خودبی خود شد، این چیزی بود که همگان شاهد بودند. به شاگردانش نامه نوشت که شما در وجود امام ذوب شوید؛ همان طورکه امام در اسلام ذوب شده است و سپس به امام نوشت که من، مرجعیتم و همه امکاناتم در خدمت شماست و سرانجام، جان شریفش فدای وفاداری به امام، اسلام و انقلاب گردید.  آقای تسخیری در تکاپوی علمی و در جست وجوی هرچه بیشتر معرفت وحکمت به جمع شاگردان شهید استاد مطهری نیز پیوست و از آنجا که نزدیکی و قرابت فراوانی بین افکار و نظریات استاد مطهری و شهید صدر می‌یافت، وقت زیادی را صرف دروس ایشان می‌کرد. خودش می‌گوید: در زمینه‌هایی که شهید مطهری وارد شده بود، شهید صدر هم وارد شده بود، با اینکه شاید یکدیگر را ندیده بودند.

در مسائل جامعه شناسی، در تجدد، مسائل اعتقادی، در تصور کلی از جامعه؛  این دو بزرگوار آن قدر به هم نزدیک هستند که انسان فکر می‌کند باهم در این مسائل مباحثه داشته‌اند. مشکلاتی را که هر دو بررسی کرده‌اند، خیلی به هم نزدیک است . من در مقاله‌ای مقایسه‌ای بین این دو بزرگوار داشته‌ام و هر دو اثر عظیمی بر من داشته‌اند.

ایشان در بیان خاطراتش از این دوران می‌افزاید: یکی از خاطرات خوبم تحصیل نزد مرحوم استاد شهید مطهری بود که برایم مرحله شیرینی بود. فلسفه می‌خواندم و جلسات جالبی داشتیم که در داخل خانه‌ها تشکیل می‌شد. آقای محقق، مرحوم سید احمد آقا، آقای شرعی، آقای طاهری خرم آبادی و آقای خالقی هم می‌آمدند و جلسه ویژه‌ای بود.  بعداً یک سری درس را در مساجد شروع کردند، از جمله فلسفهِ تاریخ که همه را می‌رفتم. در این سال‌ها آقای تسخیری به تدریس برای طلابِ خارجی در حوزه علمیه قم نیز پرداخت؛ زیرا علاوه بر تسلط به زبان عربی، با زبان انگلیسی هم آشنا بود.

از جمله بسیاری از طلابِ تایلندی که هم‌اینک در کشورشان به تبلیغ و فعالیت مشغول‌اند؛ پس از انقلاب ارتباط خود را با ایشان مجدداً برقرارکردند. همچنین در مدرسه‌ای که به بیتِ آیت‌الله گلپایگانی وابسته بود، به طلاب خارجی درس می‌داد و فلسفه عبادات را در مؤسسه در راه حق ارائه می‌کرد، علاوه بر درس عربی که هم زمان توسط ایشان و اساتید دیگر از جمله آیت‌الله مصباح یزدی ارائه می شد.

روحیه انقلابی آیت‌الله تسخیری در اوان اوج‌گیری اعتراضات مردم قم علیه رژیمِ وابسته و مستبد شاهنشاهی و گسترش آن به سراسر کشور، وی را مجدداً به صحنه مبارزه می‌کشاند؛ امری که با آن عمیقاً مأنوس بود و از پای نایستاد تا طلیعه پیروزی فرا رسید و فصلی نو در زندگی و فعالیت‌های او آغاز شد؛ فصلی همراه با بروز قابلیت‌های علمی و مدیریتی در عرصه‌ای به گستردگی همه سرزمین‌های اسلامی؛ دورانی که تجارب، آموخته‌ها و خصایل کسب شده در روزگار پرماجرا ومشقت کودکی و جوانی اینک فرصتی برای بروز و ظهور و کار بست یافته بود.