اخراج از عراق

در سال ۱۹۷۲ میلادی و در گرماگرم تشدید اختلافات دو رژیم عراق و ایران، دولت بعثی به منظور اعمال فشار بر ایران و حوزه‌های علمیهِ عراق، تصمیم گرفت گروه عظیمی از ساکنان و مجاوران ایرانی و ایرانی تبار مقیم آن کشور را به یکباره و در شرایط سخت سرمای زمستان اخراج و در کنار مرزهای ایران رها کند. این اقدام ضد انسانی که با عجله و فشار و تهدید و ضرب وشتم صورت گرفت، شامل بسیاری از خانواده‌های علمای محترم حوزه علمیه نجف نیز بود و آنان را بدون آب و غذا و در سرمای بهمن ماه به منطقه مرزی کرند آورد. رژیم وقت ایران نیز که آمادگی قبلی و علاقه به پذیرش حدود صدهزار نفر را در آن وقت نداشت، روزهای متوالی مانع ورود آنان به داخل کشور شد و این امر، شرایط سختی را به آوارگان تحمیل کرد؛ سرما، بی آبی، نبودِ غذای کافی و سرپناه و امثال آن .

تنها کاری که در طول ده روز آوارگی اجباری برای این خانواده‌ها صورت گرفت، توزیع دارو و غذا توسط مأموران سازمان شیروخورشید سرخ وقت ایران بود که البته بسیار مؤثر بود. سرانجام پس از پایان جشن‌های رژیم شاه به مناسبت سالگرد انقلاب سفید کذایی به آوارگان اجازه ورود داده شد و معاودین در شهرهای مختلف کردستان، خوزستان، کرمانشاه و قم پراکنده شدند.خانواده آقای تسخیری در جریان این انتقال اجباری یک مشکل مضاعف نیز داشتند و آن، پنهان کردن شیخ محمدعلی بود که مجدداً توسط حزب بعث به اعدام محکوم شده بود و در به در دنبال او بودند و خانواده نیز وی را درمسیر پرمشقت نجف تا مرز ایران، در لابلای اثاثیه پنهان کرده بودند. گفتنی است که حزب بعث در یک اقدام ضد بشری قانونی مبنی بر اعدام تمامی افراد عضو حزب الدعوه را صادر کرده، به طور گسترده به دستگیری و شکنجه و قتل عام آنان مشغول بودند. نقل شده است که وقتی شهید آیت‌الله صدر را بازداشت و شکنجه می‌کنند، به ایشان پیشنهاد می‌کنند از حزب الدعوه اعلام برائت کنند و از مردم بخواهند فعالیت دینی، سیاسی نداشته باشند تا به موجب آن قانون، اعدام نشوند. همچنین از ایشان می‌خواهند درباره نهضت انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی(ره) موضع گیری کنند. آیت‌الله صدر ضمن رد هر دو خواسته به همراه خواهر مکرمشان به استقبال شهادت می روند.