اطلاعات مكاني در كشاورزي
اصلاح الگوي مصرف که به معني نهادينه کردن روش صحيح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقاي شاخصهاي زندگي و کاهش هزينهها شده و زمينه اي براي گسترش عدالت است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث مي شود تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فن آوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و به تبع آن پيشرفت در ديگر بخش هايي که کمتر مورد توجه بوده است نيز فراهم گردد. اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگسازي پايدار است و اين خود نيازمند راهکارهايي است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهاي اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدريج اين اصلاح نهادينه شده و به يک رفتار پايدار و نهايتا به يک فرهنگ در تمامي عرصه هاي مصرف تبديل شود.
كمبود منابع و نياز به استفاده دقيق از منابع در دنياي امروز همواره به مديران اين نكته را گوشزد ميكند كه بايد راهكارهاي جديدي براي مديريت دقيق و برنامه ريزي بر اساس آنها را دارد . استفاده بهينه از خاك و منابع آبي و راههاي كاهش و پيش بيني مشكلات مربوط به آنها همواره از اهداف توسعه كشاورزي صحيح و اصولي بوده است .
حجم بالاي اطلاعات مكاني شامل نقشه – تصاوير ماهواره اي و اطلاعات توصيفي و ... كه در بسياري موارد تحليل آنها با روش ها محاسباتي كاري بي فايده ، سخت و كم فايده است نياز به ارائه راهكاري جديد را در دوران معاصر را مهم و قابل توجه نشان ميدهد .سامانه هاي اطلاعات مكاني به عنوان پايه و اساس مديريت منابع در بسياري از كشورهاي جهان وظيفه مهمي در تحقق اين مهم در سطح مديريت مياني و بالا دارد . سامانه اطلاعات مكاني (GIS) سيستمي يكپارچه براي جمع آوري اطلاعات ، تحليل ، مديريت و نتيجهگيري از داشته هاي مكاني در هر سطح و زمينه كاري ميباشد .
در اين مقاله چگونگي تحقق اهداف زير مورد بررسي قرار ميگيرد :
1. دلايل بازدهي كم تولید محصول در اراضی كشاورزي
2. موانع توسعه و بهبود وضيت موجود
3. راهكارهاي پيشنهادي رفع مشكلات با بهره گيري از فنآوری هاي نوين GIS
4. ارائه چشم انداز و انتظارات
مشكل چيست ؟
با اقليم هاي گوناگون در ايران و محدوديت هايي مانند زمين ، آب و دسترسي به منابع متناسب با نوع مكان نياز به راهكارهايي جديد را لازم و ضروري نشان ميدهد .
عدم برآورد دقيق نياز به منابع بخصوص آب براي هر منطقه ، ميزان بازدهي هر منطقه و بسياري موارد ديگر باعث ايجاد مشكلات و عواقب بسيار بدي براي دولت ، كشاورزان و منابع طبيعي ميباشد كه نمونه بارز استفاده عدم استفاده بهينه از منابع است . چه بسيار مناطقي كه تمام اصول اوليه كشاورزي و آبياري را مراعات نموده اند اما به دليل نداشتن يك برآورد دقيق از محصول و نياز به محصول (تقاضا) و عدم نظارت دقيق باعث از بين رفتن منابع شده اند .
نداشتن برآورد از منابع مشكلات فرآواني و نتايجي دارد :
1. كمبود منابع مانند آب ، كود و ... در يك منطقه و بلعكس آن در منطقه اي ديگر
2. كمبود محصول يا توليد مازاد بر مصرف(1)
3. عدم توزيع عادلانه و بر مبناي نياز كشاورزان
4. هدر رفتن منابع اوليه به دليل وجود مازاد
5. برنامه ريزي نامناسب و ايجاد ناهماهنگي
(1) . اين مورد باعث ضعف مديريت ميشود ، به اين صورت كه تنظيم بازار بر مبناي عرضه و تقاضا امكان پذير نخواهد بود و در نتيجه در مواقع كمبود باعث افزايش قيمت و تورم و در زمان توليد مازاد باعث از بين رفتن محصول در انبارها و سيلوها خواهد بود . كه در صورت داشتن يك سامانه جامع از برآورد منابع و محصولات مديران ميتوانند در خصوص واردات و يا صادرات محصولات تصميمات مهمي را پيش از وقوع بحران اتخاذ نمايند .
نكته : سامانه اطلاعات مكاني يار مديران در مديريت بحران ميباشد .
اين نكته بسيار مهم را بايد در نظر گرفت كه طبق اعلام فائو فرهنگ مناسب در كشاورزي ميتواند برداشت را از 47 تا 71 درصد افزايش دهد . اتخاذ روشهاي علمي و ارزيابي زمين براي برداشت بهتر ميتواند راهگشا باشد. در گذشته اثرات مخرب و زيست محيطي عدم بهره مندي از اصول كشاورزي علاوه بر برداشت بهينه محصولات خسارات جبران ناپذيري مانند فرسايش خاك و عدم بازدهي مناسب را در بعضي مناطق كشور (اين موضوع متاسفانه يك موضوع جهاني ميباشند) بوجود آورده است .
در ادامه با مراحل پيشنهادي جهت رسيدن به هدف اصلي آشنا ميشويم :
مرحله اول : نياز سنجي و برنامه ريزي اطلاعات مورد نياز
مرحله دوم : جمع آوري اطلاعات
مرحله سوم : بهره مندي از تكنولوژي برتر در ارائه راهكار مناسب
مرحله چهارم : عملياتي كردن پروژه


