وقتي سالهاي تنهايي من تمام شد به فكر سالهاي همراهي افتادم . سالهايي كه با زحمت بايد آباد شود ...
سالهاي همراهي يك همراه هميشگي ، همراهي كه همراهي را براي من معني ميكند . همراهي براي كسي تنهايي را سالها تجربه كرده خيلي معني دار است . معني خوش زندگي ، يك زندگي با رنگ سبز نه سبز سياسي ! چقدر چشيدن ميوه سختي ها زيباست وقتي تحمل كرده باشي ، وقتي با ايمان عبور كرده باشي و بلعكس چقدر حسرت آور است ... حسرت عميق كه نتيجه نافرماني خداست ! ميخواهم بگويم ولي چه بگويم !
حيف كه ذره اي از اعتمادي كه حرف خيلي از مخلوقات خدا داريم به سخن خالق نداريم ...
اعتقاد نداريم كه هر خوشي پايدار نتيجه سختي ها و زحمتهاي قبلي است (ان مع العسر يسرا و ان مع اليسر عسرا) هميشه بدنبال خوشي هاي ماندگار بدون زحمتيم ...
به نظر من آيه كوتاه بالا 2 نوع زندگي كلي آدم ها را نشان ميدهد :
1- كساني كه تلاش ميكنند و در مقابل سختي ها ميايستند و نتيجه آن را با شيريني در ميابند (يا در اين دنيا يا اگر اعتقاد داشته باشيم آن دنيا)
2-كساني كه نابرده رنج گنج بدست آورده اند و يا از راه ناصحيح بدست آورده اند ... منتظر خبرهاي خوبي نباشند ...
اين وعده خداست وعده اي با عدل مطلق كه هيچ وقت نميخواهيم آن را بپذيريم !
تا تنهايي نباشد همراهي لذتي ندارد
تا زشتي نباشد زيبايي معنا ندارد
تا ظلم نباشد عدالت معني ندارد
و هزاران مورد مشابه ديگر .


